طوایف ایل مموس(سیره)

طوایف ایل مموس عبارتند از 1-سیره2-مال فرخی3-مال میه4-یخیوند

که به ترتیب به آنها خواهیم پرداخت

طایفه سیره، به نامهای دیگر هم چون صدره نوشته و خوانده شده است

سیره یکی از قدیمی ترین طوایف ایل مموس می باشد ،مردم طایفه سیره خود را از نوادگان "توکل"(tukal)می دانند.

توکل نیای بسیاری از تیره های مموس مانند سیره،گروهی از تیره مال فرخی،پاپاکه(مال میه)،کوچونی(دیناروند) اعراب بیت فزیه،وبسیاری دیگر از کسانی که مهاجرت کرده اند.

از لحاظ اراضی بیشترین وسعت املاک دیم و کشاورزی را در میان طوایف مموس دارا هستند که بیشتر غیر قابل کشاورزی یا راه دسترسی به آنها وجود ندارد. مردم طایفه سیره مردمانی زحمت کش ،نجیب،اصیل و باسیرت بوده اند.

مردم سیره همچون دیگر ایل مموس از دودمان اصیل ایرانی وباستانی می باشند ،استفاده از ملاط گچ و سنگ در چند سده اخیر که توسط آنها در چند نقطه از جمله آرامگاه پیرولی فرزند کوچک سیره که نزدیک به سیصد سال پیش ساخته شده به کار گرفته شده و تقریبا شبیه به شیوه چهار طاقی می باشد ،نشان از به کارگیری معماری گذشته ایرانی وساسانی و حفظ آن قدمت کهن نزد مردمان مموس وسیره می باشد.که متاسفانه این آرامگاه توسط سودجویان آثار تاریخی تخریب شده است.

در املاک طایفه سیره اشاره به کلمه "گور"(gur)به معنای گبر،و زرتشتی در" گورکل گرته"و نیز اسامی تاریخی مانندبهرام و جمشیددر گور بهرام،و گور جمشید....نشان از قدمت کهن این مردمان است که انتساب آن را با ایران کهن رهنمون می شود ونیز شهر ساسانی کلاته که جز املاک آنها میباشد و خاطراتی از آن در ذهن دارند نشان ازاصالت تاریخی این مردمان می باشد و نشان از خاطره ای تاریخی است که گرچه از بین رفته است ولی یاد آن فراموش نشده است.

فروپاشی مموس بزرگ در زمان توکل رخ می دهد در زمان توکل طایفه مموس یا طایفه او 366خانوار بزرگ بوده که برآنها حکومت می کرده است.از زبان کدخدا عباس(کدخدای سیره) نقل کرده اند که تا 17نسل قبل ازخود به توکل وصل می شده است امروزه از خود کدخدا عباس تا امروز پنج نسل میگذرد که از توکل تا نسل ما در سال 1398تقریبا22نسل می گذرد باا این احتساب هفتصد سال از از زمان توکل می گذرد.

به نظرمی رسد که همزمان با حملات مغول و هلاکو خان میباشد .با توجه به آنچه که در مورد توکل(tukal) گفته می شودبه خاطر نسبتی که به (توکل )میدهند مبوس همان توکل(tukal) است وفروپاشی مموس هم نشان از عدم دستبوسی ویا عدم متابعت او از مغولان بوده است .وجود مموس ها در نقاط مختلف به صورت گسترده و نماندن هیچ نشانی از آن 366خانوار نشان از این اتفاق تاریخی است وکسانی هم که نسل خود را به توکل می رسانند از نسل او هستند .وگفته شده که توکل چهار فرزند داشته است.به نظر می رسد بقیه طوایف مموس هم یا از نسل او بوده یا با او وابستگی داشته اند وهمه ایل مموس احتمالا نیای مشترکی دارد.

طایفه سیره شامل چند تیره به نامهای،سیره(گرگعلی ،میرعلی،پیرولی) حیجولی،باتولی،حاجعلی و غلامعلی می باشد.

کدخدایی طایفه سیره ابتدا به عهده حاجعلی و بعد از او در تیره سیره و خاندان گرگعلی بوده است.از میان تیره های سیره ،تیره حیجولی به طور کامل مهاجرت کرده اند و واز بقیه طایفه سیره نیز بیش از نیمی یا شاید دوبرابر آن از اینجا مهاجرت کرده اند که در عراق یا دیگر نقاط ایران ساکن هستند.مردمان سیره در دوره های گذشته به شهامت وجنگاوری شهره بوده اند داستانهای زیادی از توان جسمی بالا و قدرت پهلوانی آنها وجود دارد،در میان طایفه سیره پیرولی فرزند کوچک سیره به عنوان سواره نظام در رکاب والی در اواخر زندیه و اوایل قاجاریه خدمت کرده و همراه او از ایل مموس حسن بیرق دار از تیره مالمیه نیز در رکاب والی بوده است.

در دوره پهلوی اول و اجبار به یکجانشبنی مردم طایفه سیره درروستای شیر کش اقدام به خانه سازی کرده اند ولی مسکن اصلی آنها بیشتر روستای سیاهدول بوده است که املاک صادره آنها نیز به نام سیاهدول به عنوان روستای آنها ذکر شده است.

در دوران جنگ تحمیلی و قبل آز آن اسکان طایفه سیره در روستای گلسیری به صورت متمرکز صورت گرفت ولی عده ی زیادی نیز در شهر آبدانان و شهرهای همجوار ساکن بودند با پایان یافتن جنگ تحمیلی عده زیادی در شهر دهلران ساکن شدند امروزه نیز مردم این طایفه پس از جابجایی به کنار جاده دهلران-مهران منتقل شدند ودر شهرک انقلاب 1گلسیری ساکن هستند .

از افراد صاحب نام طایفه سیره در دهه های اخیر که به رحمت ایزدی پیوستند کدخدا داربلوط چراغی ،شادروان صیدمراد شریفی ،سبزی شکری ،طهماس صفری ،صفر نجفی،حاتم کارگر بوده اند.افراد صاحب نام بسیارند ولی از هر تیره یک نفر ذکر شده است .

این طایفه در دوران جنگ تحمیلی و پس از آن چندین شهید تقدیم ایران اسلامی کرد که می توان به شهید مرادخان عباسی و شهید علی حسن یوسفی همچنین شهید گرانقدر فرهان علیرضایی که از مردان صاحب نام و دلاور زمان خود بود،شهید داودیان و جمشیدی ..که تقریبا تعداد آنها شاید بیش از ده شهید باشد.

در دوره ی گذشته از میان این طایفه خانم مهندس زلیخا درویشی واستاد علیرضا جعفری پور توانستند به شورای شهر دهلران به مدت چهارسال راه یابند.

دوستانی که نظرات خود را اعلام داشتند ،چون به صورت خصوصی پیام دادند ،در جواب عدم رویت نظرات ،امکان بارگزاری نظرات شما به دلیل خصوصی فرستادن مطالب مقدور نمی باشد،همچنین عزیزانی که مایل به ارتباط صوتی یا نوشتاری هستند حتما در کنار نظرات شماره تلفن یا ایدی تلگرام یا لینک ارتباطی برای اینجانب فراهم آورند تا مطالب شما را بارگزاری کنم .با تشکر

معرفی کتاب انساب شهری و عشایری استان ایلام

انساب شهری و عشایری
استان ایلام

 

عنوان کتاب :انساب شهری و عشایری استان ایلام

مؤلف:رستم رفعتی

ناشر:برگ آذین

سال انتشار:1386

نویسنده در مورد مموس نگاشته است"این طایفه سرحد داربین حدود عراق فعلی و عثمانی سابق و ایران بوده اند...این طایفه مردمانی شجاع و مهمانواز و مرزدارکه بعضی مواقع مورد هجوم اعراب قرار گرفته و با مقاومت و شجاعت بر دشمن پیروز شده و مرز را نگاشته اند"

 

نگاهی به تاریخچه مموس

ایل مموس به عنوان یک ایل کرد زبان، از طوایف اصیل و قدیمی شهرستان دهلران و جنوب استان ایلام است ،چیزی که هم خود و هم ایلات و طوایف به قدمت کهن آن اعتقاد دارند.

ایل مموس شامل چهار طایفه ،سیره ،مال فرخ الدین(مال فرخی)،یخیوند و مالمیه (مال مده )است.

آقای خیتال به عنوان اولین کسی که به تاریخ ایلات و طوایف پرداخت در مورد ایل مموس و دیگر طوایف مطالبی را ذکر کرد ،همچنین دکتر علیرضایی کسی دیگر بود در مورد طوایف و ایلات  شهرستان دهلران ازجمله مموس و همچنین صادق کرده که از ایل مموس بودند مطالبی را نگاشتند.

پرداختن به تاریخ ایلات و طوایف کار سنگین و دشواری است چرا که آنچه نوشته می شود همه بر اساس تاریخ شفاهی است  و از طرفی چیزی که تاریخ ایلات را مشخص می کند اسناد و مدارک است که دست یافتن به آنها بسیار سخت و دشوار است .

شادروان حاج رستم رفعتی به عنوان شخصی معتمد که نسبت به ایل کرد تعلق خاطر بسیار داشتند اقدام به نوشتن تاریخ ایلات و طوایف استان ایلام کردند ،و شرح هر طایفه را از زبان معتمدان آن ایل و همچنین پرسش و تحقیق و اطلاعات غنی که خود داشتند نگاشتند  در آن کتاب در مورد ایل مموس نیز مطالبی توسط "حاج رمضان رفیعی " که از بزرگان ایل مموس است علاوه بر شرحی در مورد مموس تعداد خانوارهای هر طایفه  ، و شجرنامه های بعضی از  تیره های مختلف وجود داردو در مورد محل اسکان آنها و یکدوره از کدخدایان آنها مطالبی ذکر شده است.

علت نامگذاری مموس

همه کسانی که به نگاشتن تاریخ طوایفه مموس پرداختند که از جمله آن جناب خیتال می باشد،علت نامگذاری مموس را این دانسته که در گذشته حاکمی وارد این منطقه می شود و همه برای اظهار بندگی و دستبوسی او باید حاضر شوند اما چون نیای مموس ها از دستبوسی حاکم خوداری کرده است به این نام یعنی مبوس معروف شده است .

 

بوس ها (مبوس ها؟)

هرودوت یکی از طوایف مادها را "بوس ها" می داند.

مادها در نواحی غرب ایران ساکن شدند و پس از اتحادی که تشکیل دادند توانستند دولتی را تشکیل دهند انها هگمتانه (همدان)را به پایتختی برگزیدند. دشمن سرسخت مادها ،آشوری ها بودند که توانستند آنها را مغلوب سازندهرچند که با ایجاد سلسله هخامنشی شناخت ما از مادها آرام آرام کم رنگ تر می شود.

مادها پس از شکل گیری دولت هخامنشی از ارکان آن محسوب می شدند به طوری که هرودوت ذکر می کند یونانیان تا سالها امپراتوری پارس ها را مادی بیان می کردند. البته اتحاد ماد وپارس همراه پارت باعث شکل گیری امپراتوری عظیم ایران شد .

اما موضوع بحث ما پرداختن به تاریخ ایل مموس است که در کنار آن نیز به رویداهای تاریخ ایران نیز اشاره می کنیم.

آیا بوس ها نیای مبوس های امروز هستند؟

اینکه گاهی مموس یا مبوس نوشته می شود به خاطر این است که این ایل را مبوس هم گفته اند من در جایی به سندی برخورد کردم که به نام طایفه مموس در همدان اشاره داشت ولی متاسفانه نتوانستم آن را به دست بیاورم و این برای من چراغی ،راهگشا شد تا از آن بهره ببرم و اگر انشاءالله به آن دست یابم در اینجا متن آن را انتشار خواهم داد.

اشاره به مموس ها در همدان که محل ظهور طوایف آن از جمله "بوس ها" بوده است می تواند حقیقت امر را روشن سازد.تا ارتباط آن ها با مموس های ساکن  نواحی جنوبی استان ایلام را روشن سازد.

کلاته

موضوع دیگر که به آن  باید پرداخت وهمیشه برای بنده سوال است شنیدن داستان هایی راجع به شهر یا شهرک "کلاته" است ."کلاته " شهری مخروبه و متعلق به دوره ی ساسانی در نزدیکی شهر دهلران می باشد.وبه نظر می رسد تا اوایل دوره ی اسلامی هم مسکون بوده است .

در ایران شهرک های زیای به نام "کلات"وجود دارد.کلاته به دلیل قرار گرفت در قلمرو ایلام باستان و اینکه ،احتمالاً در دوره ی ایلام باستان به خاطر فاصله نزدیک با شوش مسکونی یاشد،به نظر می رسد سفال هایی که در سطح زمین آنجا مشاهده می گردد با ایلام باستان بی ارتباط نباشد.

داستانی که من از زبان بزرگان راجع به "کلاته شنیدم در اینجا ذکر می کنم .

قدیمی ها و افراد دنیادیده  داستانهای و مثل های زیادی در حافظه ی تاریخی خود دارند و هرمثلی با موضوعی ارتباط پیدا می کند و حقیقت بسیاری از این مثل ها کردی برای ما روشن نیست.

می گویند در روزگار گذشته  دشمنان به شهر "کلاته" هجوم آورده اند و قصد تصرف آن را داشتند ولی مردم مقاومت می کنند و و مجبور می شوند دروازه های شهر را بندد ولی دشمنان شهر را محاصره می کنند ،محاصره انها طول می کشد و مردم هم خسته می شوند از طرفی دشمن هم دست بردار نیست

و متنتظر این هستند تا مردم دروازه ی قلعه را به خاطر کمبود آذوقه به روی آنها باز کنند اما مردم شهر کلاته برای فریب دشمن از دیوارهای قلعه به بیرون آرد پرت می کنند یا به باد می دهند ،این فریب چاره ساز می شود و دشمن که در حال محاصره است وقتی وضعیت را می بیند که مردم شهر از دیواره های قلعه آرد به باد می دهند،به این تصور که مردم از لحاظ آذوقه مشکلی ندارند دست از محاصره بر می دارند و آنجا را ترک می کند.

اینکه این داستان تا چه حد صحت و سقم داشته باشد مشخص نیست ،ولی چیزی که نمی شود آن را انکار کرد باقی ماندن این خاطره از زبان کسانی است که شهر کلاته در املاک آنها قرار دارد (مموس ها،تیره سیره ).

برای بررسی اینکه آیا دیوار و قلعه در اطراف شهر وجود داشته است نیازمند مطالعات باستانشناسی است ،اما چیزی که روئیت می شود در قسمت جنوبی شهر آثار یک دژ نظامی به چشم می خورد .

 

 

طوایف قدیمی  جنوب غربی ایران

طوایف ایلام باستان

در سرزمین ایلام باستان طوایف متعدی می زیستند از جمله این طوایف هسی،یا اوکسیان،هپارتیت و اوملیش که بین دجله و کرخه می زیستند .

طوایف یموت ،یموت بل،و تبتور بین باتلاقهای دجله و نواحی کوهستانی  می زیستند.

طایفه هسی یا خوز که همان اوکسیان هستند در خوزستان می زیستند آنها زمانی که اسکندر مقدونی به ایران حمله کرد برای گرفتن اجازه ی عبور از شوش به تخت جمشید از وی مطالبه باج کردند.

(تاریخ سرزمین ایلام،ناصر راد،31-32).

پیش از ماد در نواحی غربی ایران ، گوتی ها ،لو لوبی ها،کاسی ها و هوری ها می زیستند.

 

طوایف آریایی

قوم آریایی نزذیک به چهار هزار سال پیش وارد ایران شدند.

اقوام آریایی شامل ماد،پارس و پارت بودند.

 

مادها شامل شش طایفه بودند . هرودوت در کتاب خود به اتحادی که بین طوایف ماد ایجاد شد اشاره می کند.و ان را شش طایفه با اسامی زیر ذکر می کند.

طوایف شش  گانه ماد ها (بوس ها ،ستروخاتیان،بودیان ،آریزانتیان،مغ ها،پارتاکانیان).

پارس ها

 هرودوت طوایف پارس را شش طایفه شهر نشین و چهار طایفه چادر نشین می داند.

شش طایفه شهر نشین (پاسارگادیان مرفیان ،ماسپیان،پانتالیان، دژوسیان و گرمانیان)

چهار طایفه چادر نشین(دایی ها،مردها،دروپیک ها،ساگارتی ها)

هرودوت خود می گوید که شمار طایفه بسیار است ولی او بیشتر از این ها را نمی شناسد.

 

در استان ایلام امروزه طایفه ای از ایل کرد به نام "ماسپی" وجود دارد که در شهرستان آبدانان و روستای انجیره ساکن هستند در استان ایلام در گذشته شهری به نام ماسبذان (ماسبدان ) وجود داشته است

که در مقابل مهرگان کدک (مهرجان قذق)قرار داشته است ،ماسبدان در نواحی شمال استان ایلام امروزی و مهرگان کدک در نواحی جنوبی استان ایلام قرار داشته است .

نوشته های بسیاری وجود دارد که امروزه ماسپی های استان ایلام را از همان طایفه هفت گانه پارس محسوب می کند و این نیازمند تحقیق است.

 

در استان ایلام طایفه بزرگی به نام مموس یا مبوس وجود دارد.

آیا مبوس ها از نسل  یکی از همان طوایف شش گانه یا از بازماندگان"بوس ها" هستند.

نیازمند تحقیق و بررسی است.

در استان ایلام یک طایفه به نام "هه وه ری " وجود دارد .آیا "هه وه ری ها" ارتباطی با ساکنان پیشین غرب ایران قبل از ماد به نام "هوری"دارند؟

چون هدف ما پرداختن به ایل مموس و شناخت ریشه ی آن است در قسمت بعد راجع به اینکه آیا مبوس ها می توانند بازماندگان "بوس ها" باشند بیشتر توضیح خواهیم داد.

ما به دنبال ریشه سازی نیستم بلکه به دنبال شناخت ریشه ی و اصالت بدور از تعصب هستیم.

مموس از منظر طوایف دیگر

"مموس"یا "مبوس"

مموس یا مبوس پیشینه ای کهن دارد ،پیشینه ای به درازی تاریخ و به قدمت صفا و نجابت وبزرگی وبه عظمت اصالت .

در اینجا سعی در کنکاش اصالت مموس در لابه لای آثار شفاهی ومکتوب به دور از هرگونه تعصب می پردازیم در ابتدای سخن باید گفت ،مموس شامل چهار طایفه به نام سیره ،مال فرخ الدین،مال مده(مالمیه)و یخیوند است علاوه براین چهار تیره که هسته اصلی مموس را تشکیل می دهند،گروهی از مموس به نام (مموس مزیه)در بخش زرین آباد و گروهی دیگر نیز دربخش دشت عباس به نام (مموس عرب)که به صورت مستقل ساکن هستند وجود دارد.

مموس از منظر ناصر عالی

با هم تاریخ را سیر می کنیم و به گذشته ها نظر می اندازیم در دهلران در جوار املاک تیره سیره (مموس)،املاک طایفه ناصرعالی قرار دارد،ناصرعالی ها از مردمانی هستند که به گفته ی خود آنها بر مموس(سیره) وارد شده اند و سالیان متمادی در میان آنها و در جوارشان زندگی کرده اند و بعد ازآن به آبدانان کوچ کرده و درآنجا ساکن می شوند،.مموس وناصرعالی سالهای سال در جوار هم با صلح و صفای ایلیاتی زیسته اند و در خیلی از مسائل یاریگر و پشتیبان هم بوده اند ما در در این میان در جسجوی برگ هایی هستیم تا تاریخ ایل مموس را روشن کنیم و جوابی برای ندانسته های خویش پیدا کنیم.

مموس از منظر لر ها

پیش قراول لرها برای مهاچرت به دهلران "میرها" بودند و بزرگ و نامی میرها شاعر نام آشنای لر به نام"میرنوروز "است ،میرنوروز نواده احمد فرزند شاهوردی خان بزرگ والی لرستان است که توسط شاه عباس از بین می رود . ،شاه عباس اول در سال 1038 قمری از دنیا می رود.اما میرنوروز احتمالاً در اواخر سلسله صفویه وارد دهلران می شود

تف ده ری دس پتی ار کور شایی چی قرون شا سلیمو ناروایی

اشاره به شاه سلیمان صفوی دارد ،تولد میرنوروز را بین سالهای 1103تا 1105 دانسته اند ،میرنوروز در اشعار خود از طایفه مموس و املاک آن بسیار نام میبرد .

طوری که هرکدام از طوایف دیگر وقتی به این مناطق وارد شده اند ،با مموس ها به عنوان ساکنان بومی محل وارد گشته اند،تاریخ انساب ایلات معمولاً شفاهی است و آنچه به آن اشاره می کنند چیزی است که سینه به سینه آن را حفظ کرده اند.

معرفی مختصری از ایل کرد

ایل کرد یکی از ایلات مهم و پرجمعیت استان ایلام است .وشامل نواحی جنوبی استان ایلام می باشد گویشوران آن در شهرستان دهلران و آبدانان در شهرهای آبدانان ،دهلران ،زرین آباد ،میمه ،سرابباغ به صورت متمرکز ساکن هستند و علاوه برآن در سایر شهرهای همجوار ازجمله مهران،دره شهر،اندیمشک ،دزفول ،ایلام نیز شمار قابل توجهی از کردهای ایل کردِ ،یا کردهای مناطق جنوبی قرار دارد.

در شهر دهلران علاوه بر کردها ،لرها نیز زندگی می کنند ،که سالیان متمادی در کنار همدگر ساکن بوده اند و نام دهلران نیز برگرفته از قوم لر (میرها) بوده است .

ایل کرد جنوبی شامل دو لهجه یا گویش خاص به خود است ،یکی شامل گویش (کل کوهی)است که مردمان طوایف ،مموس ،زرگوش،ماسپی و ناصرعالی با آن صحبت می کنند و گویش دیگر شامل طوایف،جایروند،باپیروند و ممیوند است.

امروزه هریک از این طوایف خود شامل چندین زیر مجموعه و تیره است که هرکدام یک طایفه بزرگ محسوب می شوند.

طوایف ایل کرد از قدیم الایام در این مناطق ساکن بوده اند،و لهجه و گویش کردی جنوبی خاص خود دارنداما با دیگر مناطق کرد نیز اشتراکات بسیاری دارند.